|
بختیاری
|
دومین سالگرد استاد از ساعت ۱۴ بر امانتگاه پاکش واقع در امام زاده طاهر کرج برگزار شد که متاسفانه من به دلیل وجود ترافیک به این مراسم نرسیدم ولی به هر شکلی که بود خودم را به مراسمی که در تالار بود رساند مراسم تالار در ساعت ۳۰/۱۶ با قرائت قران کریم با صوت حاج علیرضا کریمی وقطعهای از اشعار خود ان استاد بزرگوار و در ادامه ان موسقی زنده تشمان و سپس تک نوازی استاد جلال زلفنون با ساز ستار ونواختن چند قطعه از ساخته های خود استاد که گویی سالن به دنبال صدای استاد می گشت .
نمایش گزیده ای از یکمین سالگرد واجرایی موسقی زنده توسط کیوان علی محمدی به همراه گروه ناله دف که خودش وگروهش همگی ساز دف میزدند ولازم به ذکر است که کیوان علی محمدی از کرد زبانان خطه زاگرس بود وگویی این جوان هم به نوعی خونش برای ان استاد فرزانه میجوشد .
در ادامه استاد علی حافظی با نواختن قطعه بی کسی وبا صدای دلنشین خودش که در فراق استاد دلش خونبود که این دویار جدا نشدنی از هم دیگر بودند و دست روزگار آنهارا از هم جدا کرده بود . شما در جایی نام استاد را نمیتوان به جویی که در کنارش نام استاد علی حافظی نباشد .
استاد فرج علی پور به همراه پسرش و دوتن از دوستانش که از خطه سرسبز لرستان امده بودند ودر بین برنامه استاد علی پور مجری سالن ورود حاج محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام جومهوری اسلامی ایران وارد سالن شد که گویی شاید دلیلش برای امدن به این مراسم نزدیک شدن به انتخابات اتیه ریاست جمهوری بوده است .وبه حمایته ایل بزرگ و غیور خودش نیاز مند است و در ادامه اقای علی پور بعد از نشستن و استقبال مردمی که به خاطر استاد در ان سالن جمع شده بودند کار خود را ادامه داد .
در ادامه مراسم شعر خانی حجت الاسلام روشن سلیمانی که با شعر های خود گویی در سالن ولوله ای برپا نمود که با عث بهتر شدن مجلس ان مرحوم گشت تا با دلسوختگی عاشقان ان مرحوم به ثنا زبان گشود.
در ادامه تشگر و قدر دانی از کسانی که در زمان زندگی استاد با او همکاری داشتند و در کنسرت های او همکاری داشتند و سخنرانی دکتر اردشیر صالح پور .
ودر ادامه به همت خواهر زاده اش مهندس فرزاد پیل تن که تعدادی از اهنگ های اورا جمع اوری کرده بود و در حال جمع اوری اسار بیشتر از ان استاد فرزانه بود تا به یاد ان استاد اهنگ های اورا در جمع فرهیختگان گشترش دهد تا همگان اورا با اهنگ های دل نوازش بشناسند
وپخش گوشه ای از یکی از این اهنگ های جمع اوری شده به نام بچه مال جمع سالن را به وجد از ان استاد گران گرد اورد
ودر ادامه با سنخنرانی حاج محسن رضاضی یکی از پر افتخار ترین افرادی که از ایل بختیاری به نظام جمهوری اسلامی خدمت کرده و در مدت ۱۲ دقیقه از ان مرحوم استاد تجلیل نمود .
و بعد از ایشان تشکر و قدر دانی از استاد منصور قناد پور و استاد سیروس احمدی فرد و استاد حسین صیفی زاده که متاسفانه عطاجنگوک در این جمع شبانه حضور نداشته و مهندس محمد دادگو و اقای شاه علی ریاست فرهنگ و ارشاد کرج و بهروز ورمحمدی بختیاری معاون اداری مالی شورای شهر کرج که به تک تک بالای سن رفته و از دست حاج محسن رضایی لوح های یادگاری را دریافت کردند .
در ادامه کورش اسد پور و گروه همراهش که دل مردم را واقعا از غم هجران ان استاد لبریز کرد و در آخر اقای حافظ بختیاری و نوای ساز تشمال به جمع شبانه خاتمه داد .
در ساعت ۴۵/۲۰ به پایان رسید و در همین جا جا دارد از تمام استادان و شخصیت های مهم کشوری و هنری تقدر به عمل اوریم تا ادامه راه استاد را به طوری که خود میخواست برویم .
وهمچنین از ستاد بزرگداشت دومین سالگرد زنده یاد بهمن علاالدین و سپاس فراوان از همه عزیزان و بزرگواران که در این مراسم فرهنگی و هنری شرگت نموده اند تا باعث شادی ان مرحوم وتسلی خاطر باز ماندگان و ره روان ان مرحوم گردد
با سلام
سلامي به ابهت دبيت و به محكمي چوغا به استواري گيوه به زيبايي كلاه نمدي به غيرت تفنگ برنو به نجابت كميت چال تقديمتان باد
پايتخت نفت
دلم ايخو به سردرت بنويسم پايتخت نفتي
تو نه بي ساها و نهادن كه يو هد سي مو درد سختي
فورودنت به هيچي ؛ثروتت رهد به مفتي
كاري سيت ني كنن؛ يو هم نداره گفت و لفتي
تيام به دينت هي اگرده ؛ نمت كه به گوشم ارسه خين به لاشوم اگرده
چندي بزنم وا سر بنگ و بهو بكنم وا در
كويه رهده غيرت تون كيه رهده مروت تون
همه تون يا ردين به تهران يا زيدين به در ز ايران يا ز ياد بردين كه بيدين بچه مسجد سليمون
اي شهر هد جور داتون تا زنده ايد نمس هد وا با تون
سي چه يه مست تون زس اگروسين ادونم ز ته دندت اسوسي
تو نه خدا نبوين بي خيالس ؛ نهلين بگريوين به حالس
ز موبه همه تون يه وصييت گرچه زمونه هد بي مروت سر تيا نه ابنده وقت خدمت
اما اي دوران هد جور بهاري تا به خوتون بي ياين دي نترين بكنين كاري
همه فرياد هم برسين تا دير نويده گويل بختياري
شعري از زبان مسجد سليمان
سي خوم بي دنگ نشسته بيدم
ايويدن سك سكم كردن مشك دلم دردن
مرواريد سيامه بردن شيره جونمه كشيدن دينداسم جارو كردن
مو بيدم ز همه شهرا سر تر مو بيدم من خاورميانه برتر
كم كم نمم وبيد M.I.S خارجي جور مور و ملخ منم ريسست
سي شون مو راست كردم اولين فرودگاه نه
هر وقت اخواستن بنيرن فيلم مو داشتم اولين سينمانه
مو بيدم داشتم اولين مخابرات وباشگاه و راه اهن
ار اي بينينم چينو خراو وحالا ويرون
مو بيدم نون درار ونون درار همه ايرون
حالا همه جاهلونم ز بي كاري ندونن بكنن چه كاري
اونا هم كه ا ترن بكنن سي سون كاري خوسونه زيدن به بي اري
سر تون درد نيارم من دل مونه كردن خالي كه پزاسون اويده عالي
ز بالاي مو رسيدن به جايي دي حالا هم با مو ندارن كاري
اما تيگ مو هني داره اقبالي ار باز غيرتي وبيدم نفت دو وارته منم جاري
اوسو اي دفعه مو اي دونم و ايل بختياري
همایش وارگه نشین بیت و غزل
این همایش در آستانه یکمین سالروز رحلت هنرمند فرهیخته و فقید صدای نا میرا زنده یاد آبهمن علاالدین در قالب همایش فرهنگ و هنر بختیاری و در راستای معرفی هر چه بیشتر خدمات ارزشمندی که این چهره نام آشنا و مرد بی بدیل شعرو موسیقی محلی در احیا و ماندگاری فرهنگ غنی و با اصالت بختیاری متحمل گردیده برگزار می گردد . به همین منظور تلاش در تداوم این حرکت گران سنگ از کلیه هنرمندان شاعران و نویسندگان محققین و پژوهشگران در حوزه فرهنگ بختیاری جهت شرکت در این همایش دعوت به عمل می آوریم ...
بخش های مختلف همایش :
۱- شعر
الف:هيچ گونه محدوديتي در قالب وفرم آثار وجود ندارد.
ب :اشعار با گويش بختياري در اولويت قرار دارند.
* :موضوع اشعار در تجليل ويادمان استاد بهمن علاالدين وفرهنگ بومي محلي بختياري باشد .
*ارسال حداكثر 5 اثر به صورت تايپ شده در كاغذa 4 ويك رو ي كاغذ تايپ شود
۲- مقاله
الف: ميزان تاثير گذاري آثار وفعاليتهاي هنري استاد بر فرهنگ بومي وقومي - رويكرد به فرهنگ بختياري- ايجاد وحدت وهمدلي قومي در مسير تلاش براي تحقق اتحاد ملي وانسجام اسلامي واستحكام ان.
ب: نگرش بر موسيقي بختياري واثر بخشي اثار استاد در اين حوزه.
*مقالات از صحفه بيشتر نباشند وتمامي مطالب به صورت كاغذa 4ارسال گردد.
۳- نقد وبررسی
الف: نقد وبرسي اشعار سروده استاد ويا گرداوريشده
ب:نقد وبرسي موسيقي اجرا شده توسط استاد
*نقد وبرسيها نيز بايد به صورت تايپ شده كمتر از 3 صحفه و بيشتر از 10 صحفه نباشد
توضيح :به كليه ارايه دهندگان اثر لوح يادمان همايش وبرگزيدگان بخشهاي مختلف تنديس يادمان مسعودبختياري اهداء خواهد گرديد
اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان مسجدسلیمان
با همکاری انجمن های فرهنگی هنری شهرستان برگزار می نماید.
انجمن شعر و موسیقی
اجرای موسیقی محلی توسط گروه های موسیقی محلی در گرامیداشت استاد فقید آبهمن علاالدین .
زمان برگزاری همایش : پنج شنبه / ۱۵ / ۹/۸۶ صبح و عصر
علاقمندان جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های-۲۲۲۳۱۲۰ - ۰۶۸۱و ۲۲۲۳۱۱۱۶ - ۰۶۸
۰۹۱۶۶۸۱۴۲۷۰
تماس حاصل نمایند
شرکت ساختمانی فرهاد مصالح ایرانیان سازان با شماره ثبتی ۱۷۲۴ آماده است تا کارهای شما را به انجام برساند
۰۹۳۵۴۳۷۴۱۳۱
تقديم به تمام دوستان وعزيزان كه قلبشان به عشق مسجد سليمانM.I.Sو بختياري مي تپد
در 3/1/1386 مراسم شاهنامه خواني در روستاي سي ميلي 30maili و از 3 الي 7 /1/1386 همايشي بود واقع در سر مسجد كه متاسفانه از اين دو بخش عكسي رو ندارم با عرض شرمندگي كه من8 /1/ 1386 به دليل فوت يكي از بستگان به اين دو همايش نرسيدم
اما در۱۱الي ۱۲/۱/۱۳۸۶اولين جشنواره ادبي وارگه شامل" شعر"متل" ومثل بختياري وجشن زندگي در دامن سر سبز ودر هواي و در دو راهي لالي با اجاي موسيقي زنده(توشمال) به خوانندگي اميد محمودي وديگر دوستان كه در خاطرم نيست و با اجراي استاد ارمان موري احمدي و با همكاري اداره فرهنگ وارشاد اسلامی



يه روز تصميم گرفتم بخاطرمشكلم خودم رواز بالاي ساختمان پرت كنم پايين...........
طبقه دهم زوجي رو ديدم كه عاشقانه يكديگر رو در اغوش گرفته بودند.
طبقه نهم پيتر روديدم كه مثل هميشه تنها بود وگريه مي كرد.
طبقه هشتم مردي رو ديدم كه نامزدش با بهترين دوستش رفيق شده بود.
طبقه هفتم دختري رو ديدم كه قرص هاي ضد افسردگي روزانه اش رو مي خورد.
طبقه ششم شخص بيكاري رو ديدم كه هفت تا روزنامه خريده بود و نا اميدانه دنبال كار مي گشت.
طبقه پنجم آقاي وانگ رو ديدم كه داشت لباس خانومش رو مي پوشيد .
طبقه چهارم رز رو ديدم كه مثل هميشه با دوست پسرش جرو بحث مي كرد.
طبقه سوم مرد پيري رو ديدم كه اميدوارانه منتظر بود تا كسي زنگ خونه اش رو بزنه و به ديدنش بياد .
طبقه دوم ليلي روديدم كه همچنان غصه شوهرگم شده اش رو كه از يكسال و نيم پيش نا پديد شده بود را مي خورد.
قبل از اينكه خودم رو از ساختمان پرتاب كنم فكر مي كنم من بد شانس ترين فرد دنيا هستم . الان مي دونم .
كه هر كسي مشكلات و نگراني هاي خودش را داره . بعد از اينكه تمام اينها رو ديدم به اين موضوع فكر كردم
كه من اونقدرها هم بد بخت نبودم. همه اون آدمهاي كه ديدم الان دارند به من نگاه مي كنند . وحتما پيش خودشون فكر مي كنند كه اونقدرها هم بد بخت نيستند . خيلي خوبه كه آدم مهم باشه .ولي مهمتر از همه اينه كه آدم خوب باشه و هر مقامي هم كه باشه مغرور نباشه..................
اهاي تو كه يه سيستم خريدي يه پيكان 57 بستي روش " ازجلوي دانشگاه كه رد مي شي شيشه هاي ماشينت رو ميدي پايين و صداي دي جي ......... رو تا اخر زياد مي كني خيلي تابلوي
اهاي تو كهسركلاسهاي درست حاضر نمي شي تا اخر ترم به هواي كپي جزوه سر صحبت رو با همكلاسيات باز مي كني خيلي تابلوي
اهاي تو كه دو تا خانوم از بغلت رد ميشه صدات رو مي بري روي 1300 بلكه خانومهاي محترم از مضامين فوق اخلاقي مورد بحث شما با دوستت مستفيض بشن خيلي تابلوي
اهاي تو كه كسر شانت ميشه با پدر پيرت تو خيابون راه بري خيلي تابلوي
اهاي تو كه صندل رو با جوراب مي پوشي خيلي تابلوي
اهاي تو كه ميري در خونه دوستت به هواي خواهرش خيلي تابلوي
اهاي تو كه چهارتا چهارتا از پاكت سيگار بابات كش ميري كارت خيلي تابلو خودت هم تا بلوي
اهاي تو كه از 9 سالگي خواستگاراي رنگ و وارنگ داري وتو بيستو هشتمين تابستون عمرذلت بارت همچنان عزبي درسته خالي بندي كنتور نداره ولي خيلي تابلوي
اهاي تو كه كهنه بچت رو جلوي پنكه سر نهار عوض ميكني خيلي تابلوي
اهاي تو كه بعداز هر تك زنگ سكندري مي خوري روي تلفن خيلي تابلوي
اهاي تو كه شاگرداي خصوصيت سال به سال داره بيشتر ميشه... تازه داري راهش رو ياد مي گيري ؟ به من ربطي نداره ولي پشته سرت دارن ميگن خيلي تابلوي
اهاي كاسبهاي پاسا ژ كه تا يه دختر مياد توش همتون دخل رو ول مي كنيدودر يك زمان مي ريزيد جلوي در مغازه
اهاي تو كه هنوز تابلو نشدي يه روز از همين روزا تو رو هم پيدات مي كنم و تابلوت مي كنم
سنگ قبرم رانمي سازدكسي
مانده ام در كوچهاي بيكسي
بهترين دوستم مرااز ياد برد
سوختم خاكسترم را آب برد
دلم تی مسلیمونه ، خدا دونه دلم پیش مسجدسلیمان خدا می داند
سر سه راه نفتونه خدا دونه سر سه راه نفتونه ،خدا می داند
تیام دینداس اگرده شو روز چشمایم دنبالش می گردد شب و روز
ز نفتک تا دوا خونه ، خدا دونه از نفتک تا بیمارستان ،خدا می داند
به قربون گچ وبرد کها سم به قربان گچ و سنگ کوهایش هستم
ز دیریس دل پریشونه ،خدادونه از دوریش دل پریشان ،خدا می داند
غریو و بی کس وتنها ولس کردن غریب و بی کس وتنها رهایش کردن
په ای درد کی ایدونه ، خدا دونه پس این درد رو کی میداند،خدا می داند
همه دنیانه اباد کرده ای شهر همه دنیا را آباد کرده این شهر
که حالا چینو ویرونه،خدا دونه که حالا این چنین ویران است،خدا می داند
منه دنیا نبی مثل یو شهری در دنیا نبود مثل این شهر ی
که وا بیده گدا خونه،خدا دونه که شده گدا خانه ، خدا می داند
چو نو وا گرز زیدن به کد شهر چنان با گرز زدن به کمر شهر
که گیز و منگ و حیرونه،خدادونه که گیج و منگ و حیرانه،خدا می داند
سی شهری که بهیگ بی من شهرا برای شهری که زمانی عروس بود توی شهرها
دوا لالی کی ایخونه،خدا دونه آهنگ عروسی کی می خواند ،خدا می داند
شعر از منوچهر یاوری